تبلیغات
قلمرو موجودات شب - مطالب دی 1391

در این زمان خانواده كودك عجیب به دلیل فقر شدید خانوادگی و غیر عادی بودن وضع طفل و مشكل بودن نگهداری و تغذیه او به ناچار از روستای لپوئی به شیراز تغییر مكان دادند.

 آنها در شیراز چند سال در محلی در نزدیكی دروازه اصفهان به طرف فلكه ولیعصر كنونی در محله‌ای به نام درشكه خانه كه روزها و شبها محل توقف درشكه ها بود، زندگی می‌كردند. روزها در كنار خیابان و پیاده رو، كنار جوی آب و زیر سایه درختان و ساختمان ها او را روی تكه پارچه ای می‌نشاندند و مردم و رهگذران به صورت سیرك یا نمایش به دیدن هیكل و قیافه وحشتناك او می‌آمدند و گاه بعضی تماشاچیان به او كمك های مادی مختصری به صورت صدقه می‌كردند. بعضی از بچه ها به او سنگ می‌زدند و فریاد او بلند می‌شد ولی امكان و توان برخاستن و دفاع یا تلافی نداشت. گاه بچه ...

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب

طبقه بندی: افسانه ها, هیولا ها, ترسناک،  سمبل ها , نشانه ها, عجایب، 
برچسب ها: ناقص الخلقه، سیاه خان، اصفهان، غول عجیب، دکتر قربان، دانشکده پزشکی، استخوان سازی شدید،  

تاریخ : دوشنبه 25 دی 1391 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : jasmine . | نظرات

همه ما ترس را تجربه کرده‌ایم، نگران بوده‌ایم و در شرایطی قرار گرفته‌ایم که اضطراب مانع از انجام درست کارهایمان شده است اما واقعا منظور از ترس چیست و نگران بودن چه معنایی دارد؟

ترس، ناشی از فرایندی در جسم و بدن ماست که با چیزی که می‌بینیم، می‌شنویم و لمس می‌کنیم آغاز می‌شود و...

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب

طبقه بندی: علوم ماورائی،  افسانه ها, هیولا ها, ترسناک، 
برچسب ها: ترس، ترس چیست، علت ترس، انواع ترس، ترس های واقعی و غیر واقعی، فوبیا، راه های مبارزه با ترس،  

تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391 | 09:18 ق.ظ | نویسنده : jasmine . | نظرات

تسخیر کردن همزاد بایستی اتاقی را انتخاب کنید که کاملا ساکت و آرام باشد و هیچ کسی ‏به آنجا رفت آمد نکند . اتاق را کاملا تمیز کرده و در صورت امکان محل را خوشبو کنید . ‏دیوارهای اتاق ( بخصوص دیوار طرف غربی و طرف قبله ) را کاملا تمیز کرده و در صورت ‏امکان، اتاق چند ساعتی باید آفتاب بخورد.‏

 باید فرد دوش گرفته و کاملا لخت شده و یک لنگ به خود پیچیده و از بخورات خوشبو استفاده ‏نماید .‏
طریقه عمل به این صورت است که یک شمع ( یا چراغ ) روشن کرده و پشت سر خود می ‏گذارید ، به طوری که سایه شما روی دیوار کاملا دیده شود. سپس به پیشانی سایه خود نگاه ‏میکنید. به مدت یک ساعت ( در بعضی اشخاص ممکن است از یک ساعت بیشتر و یا کمتر ‏باشد).‏

 پس از خیره شدن هر وقت که پلک زدید به بالای سر خود نگاه کنید. پس از مدتی یک نور یا ‏روشنایی به شکل دایره خواهید دید. این نور ممکن است تغییر رنگ داده و به رنگهای ‏مخطلفی درآید و گاهی محو شده و دوباره ظاهر می شود ، ولی شما باید به تمرین خود ادامه ‏داده به هیچ عنوان نباید به افکار پلید فکر کنید. ( فکر و نیتتان پاک باشد)‏

 باید توجه داشته باشید که همزاد در قیافه اصلی خود ظاهر می شود و گاهی هم ترسناک ‏میباشد، به همین دلیل انجام این عمل برای کسانی که نمی توانند بر ترس و وحشت خود غلبه ‏کنند، به هیچ عنوان توصیه نمی شود.‏(این عمل باید در اولین شب ماه قمری شروع شود تا باعث ضرر و زیان نشود )‏




طبقه بندی: افسانه ها, هیولا ها, ترسناک،  ارواح, تسخیر, اجنه، 
برچسب ها: همزاد، تسخیر همزاد، ارتباط با همزاد، تسخیر، ماه قمری، روش تسخیر همزاد، دیدن همزاد،  

تاریخ : جمعه 15 دی 1391 | 07:24 ق.ظ | نویسنده : jasmine . | نظرات

همه ما رویاهایى داریم كه گاهى به حقیقت مى پیوندد. در طرف مقابل همه ما دلشوره هایى هم داریم كه گاهى درست از آب در مى آیند. مثلاً خیلى وقت ها پیش مى آید كه احساس مى كنیم قرار است، تلفن به صدا در آید و بعد صداى زنگ تلفن را مى شنویم

«جوآن مارى ولان» یكى از افراد برخوردار از این حس است. او همیشه نسبت به این حس نگران بود و فكر مى كرد...

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب

طبقه بندی: علوم ماورائی، 
برچسب ها: حس ششم، جوان ماری، گل درمانی، روح بینی، دیدن آینده، تقویت حس ششم،  

تاریخ : یکشنبه 10 دی 1391 | 02:18 ق.ظ | نویسنده : jasmine . | نظرات

از ژرفای شبی سیاه موجودی محیر العقول پرنده و ترسناک بیرون پرید که بیش از شش سال باعث وحشت مردم شد.

 در ابتدا وجود او را هیچکس باور نمی کرد هیچ کس وقتی به گفته های اهالی جنوب غربی لندن که مدعی بودند موجودی را دیده اند که پرواز می کرد وقعی نمی گذاشت اما گزارشات ادامه یافت و در 1838 نقل تمام محفل بود.

 جین آلزوپ دختری جوان و زیبا بود که با دو خواهر و پدرش در خانه کوچکی در کوچه بیرهیند زندگی می کرد او شنیده بود که مردم درباره جک چشم سرخ چیزهایی می گویند اما اعتنایی به این افسانه نداشت.

 یک شب ضربه هایی پیاپی به در خانه آنها خورد جین نزدیک در رفت و شنید که من افسر پلیس هستم برایم چراغی بیاورید جک چشم سرخ را دستگیر کردیم.

 جین با خود اندیشید و لابد راست می گوید. به سرعت دوید و شمعی آورد و از خانه بیرون دوید اما به محض اینکه شمع را به مرد داد او گردنش را گرفت و بازویش را بدور گردن او حلقه کرد و به تن و بدن او چنگ کشید.

 دختر جیغ کشید و خود را رها کرد مرد او را تعقیب کرد و موهایش را گرفت و به صورت و گردنش چنگ زد. خواهر دختر با صدای جیغ او به خیابان دوید و فریاد زد تا مردم به کمک آیند اما پیش از آنکه کسی بتواند راه مرد را ببندد او در تاریکی ناپدید شد.

 جین بعدا چنین شرح داد: کلاهی عجیب بر سر داشت و لباس چسبان سفیدی مثل مشمع بر تن صورتش مخفی بود اما چشمانش مثل دو تکه آتش می درخشید ناخنهایش چنگالهای بلندی داشت و از دهان او دود سفید و ابی بیرون می زد. این شرح و توصیف بعدها بارها و بارها شنیده شد همیشه همان چشمهای دوزخی چنگالها و لباس چسبان سفید.

 لوس اسکیل 18 ساله هنگام غروب از منزل برادرش خارج شد خواهرش همراه او بود در کوچه حرکت می کردند که شبح بلند سیاهی از تاریکی بیرون پرید شعله سرخی از دهانش خارج می شد به چشمان لوسی آسیب رساند.

 در طی سالها 1850 و 1860 جک چشم سرخ در همه انگلستان دیده شد بخصوص در مرکز کشور.
در 1870 بعضی از مقامات پلیس و ارتش که برای دستگیری او در کمین بودند گزارش کردن که به شدت توسط شبحی که از تاریکی بیرون جهیده آنها را مضروب کرده سپس به سقف پاسگاه آنها پریده صدمه خورده اند. مردم خشمگین در محله لینکلن در شب سال نو 1877 به سوی جک شلیک کردند اما او قهقهه ای زد و ناپدید شد.

 تا به امروز کسی نفهمیده جک که یا چه بوده مدتی سوظن متوجه شخصی به نام مارکیز واترفورد شده بود اما گرچه او یکی از دیوانه ترین دیوانگان دوران ویکتوریا بود اما آدم شروری نبود.

 چشمان دوزخی جک آخرین بار در 1904 در لیورپول دیده شد و 67 سال بعد از اولین باری که او را دیده بودند از زمین به سقف خانه ای پرید و ناپدید شد.

 آیا او برای همیشه ناپدید شده است؟




طبقه بندی: افسانه ها, هیولا ها, ترسناک، 
برچسب ها: جک چشم قرمز، جنوب غربی لندن، جین آلزوپ، لوس اسکیل، مارکیز واترفورد، لیورپول،  

تاریخ : سه شنبه 5 دی 1391 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : jasmine . | نظرات
از دیگر مطالب ترسناک نیز دیدن فرمایید