تبلیغات
قلمرو موجودات شب - حادثه رازول - 1

0_1.jpg (526×477)

اوایل تابستان سال 1947 میلادی ( 1326 خورشیدی ) بود که یک شیء نورانی با سرعتی بسیار زیاد در شهر رازول، نیومکزیکو ایالات متحده آمریکا سقوط کرد.یکی از گله‌داران آن منطقه قطعاتی از آن را پیدا کرد و به پایگاه هوایی گزارش داد. دولت وارد عمل شد و برای اولین و آخرین بار در تاریخ ایالات متحده در روزنامه خبر پیدا شدن یک بشقاب پرنده اعلام شد.بله در مورد پرسرو صدا ترین حادثه تاریخ یوفولوژی یا همان اشیای ناشناس پرنده صحبت می کنیم؛ حادثه رازول ، این عبارت اولین چیزی است که که با شنیدن سقوط یوفو ( شیء ناشناس پرنده یا بشقاب پرنده-UFO ) به ذهن انسان می‌رسد.اما براستی در رازول چه اتفاقی افتاد ؟ آیا واقعا یک بشقاب پرنده در آنجا سقوط کرد و اجساد موجودات فضایی به دست دولت آمریکا افتاد ؟


بقیه در ادامه مطلب...

69 سال پیش اوایل تابستان سال 1947 میلادی ( 1326 خورشیدی ) بود که یک شیء نورانی با سرعتی بسیار زیاد در شهر رازول، نیومکزیکو ایالات متحده آمریکا سقوط کرد.یکی از گله‌داران آن منطقه قطعاتی از آن را پیدا کرد و به پایگاه هوایی گزارش داد. دولت وارد عمل شد و برای اولین و آخرین بار در تاریخ ایالات متحده در روزنامه خبر پیدا شدن یک بشقاب پرنده اعلام شد.بله در مورد پرسرو صدا ترین حادثه تاریخ یوفولوژی یا همان اشیای ناشناس پرنده صحبت می کنیم؛ حادثه رازول ، این عبارت اولین چیزی است که که با شنیدن سقوط یوفو ( شیء ناشناس پرنده یا بشقاب پرنده-UFO ) به ذهن انسان می‌رسد.اما براستی در رازول چه اتفاقی افتاد ؟ آیا واقعا یک بشقاب پرنده در آنجا سقوط کرد و اجساد موجودات فضایی به دست دولت آمریکا افتاد ؟ در ادامه با گجت نیور همراه باشید.

بی‌شک اولین چیزی که با شنیدن عبارت سقوط یوفو به ذهن انسان می‌رسد، حادثه رازول است. در واقع داستانی هیجان‌انگیز‌تر از این نمی‌تواند وجود داشته باشد که نشان دهد ما در این جهان تنها نیستیم، موجودات دیگری هم هستند که به سیاره ما سر می‌زنند و بعضی مواقع سقوط می‌کنند، بسیاری از دولت‌ها از این ماجرا آگاهند و این مساله را از مردم خود پنهان می‌کنند؛ اما چیزی که در نگاه اول احمقانه به نظر می‌رسد، ممکن است آن‌چنان هم دور از واقعیت نباشد.

از همه اینها گذشته، چه مساله بیگانه‌ها واقعیت داشته باشد یا نداشته باشد، یک نکته غیر‌قابل انکار است؛ مردم عاشق این مسائل هستند. مدرک این ادعا هم نحوه برخورد آنها با فیلم‌هایی از این دست مانند؛ پیشتازان فضا، جنگ‌های ستاره‌ای و‌ ای تی (ET) است. یوفولوژیست‌ها معتقدند حادثه رازول بزرگ‌ترین واقعه تاریخ است و از یک جهت درست هم می‌گویند. ولی واقعا در رازول چه گذشت؟

داستان حادثه رازول از کجا شروع شد ؟


در جولای 1947، رازول شهری بسیار کوچک، بیابانی و بی‌سرو صدا بود که از تعدادی مزرعه و دامداری تشکیل می‌شد. همچنین خانه اسکادران بمب‌افکن‌های 509 نیز محسوب می‌شد که در آن زمان یکی از پیشرفته‌ترین‌ها در نوع خود بود. آنها دو بمب اتمی در ژاپن انداخته بودند و چند بمب دیگر هم در اقیانوس آرام آزمایش کرده بودند.

جنگ تازه تمام شده بود و همه چیز داشت به حالت عادی باز می‌گشت که اتفاق عجیبی افتاد. از آسمان چیزی بزرگ و نقره‌ای رنگ با سرعت و سر و صدای زیاد سقوط کرد و داستان حادثه رازول را آغاز نمود. برطبق گزارشات اجساد چند سرنشین یوفو در اطراف این بشقاب پرنده کشف شد . و در بعضی از گزارشات آمده بود که جسد چند سرنشین یوفو که هنوز زنده بودند نیز یافت شد.

مک برازل (Mac Brazel) مزرعه دار محلی ، گزارش اصابت این شی ناشناس را به نیروهای هوایی روزول داد. دولت به سرعت وارد عمل شد و برای اولین و آخرین بار در تاریخ ایالات متحده در روزنامه‌ها اعلام کرد که یک بشقاب پرنده را که سقوط کرده، در اختیار دارد.

1.jpg (523×538)

تصویری از مک برازل (Mac Brazel) مزرعه دار محلی که گزارش سقوط بشقاب پرنده را به ارتش آمریکا داد و همچنین تصاویری منتسب به یوفوی سقوط کرده در رازول

طبیعتا چنین خبری، سرتیتر تمام خبر‌گزاری‌ها در سراسر کشور شد. رادیو‌ها اعلام کردند:

امروز هشتم جولای دولت اعلام کرد که یک بشقاب پرنده پیدا کرده، این بزرگ‌ترین اتفاق امسال است.

2.jpg (590×350)

اما روز بعد، خبرها به کل حالت دیگری به خود گرفتند. توضیح این واقعه هم حالت زمینی‌تری پیدا کرد. در روزنامه‌ها اعلام شد که چیزی که پیدا شده، یک بالون هواشناسی بوده ، نه یک بشقاب پرنده. در نتیجه مردم رازول برگشتند سر کارهای مزرعه و دامداری خود و زندگی به حالت عادی بازگشت.البته این پایان داستان نبود و بعضی‌ها هم قرار نبود آن را فراموش کنند.

از بین نیروهای ارتش آمریکا، افسر اطلاعاتی جسی مارسل (Jesse Marcel) مسئول رسیدگی به این حادثه شد.سال‌ها گذشت و گذشت. کلماتی مانند یوفولوژی و یوفولوژیست وارد فرهنگ‌های لغت شد. دو نفر باعث شدند داستان حادثه رازول دوباره از فراموشکده تاریخ به دنیای ما پا بگذارد. این دونفر کسانی نبودند جز جسی مارسل که حالا یک افسر بازنشسته ارتش بود و استنتون فریدمن، کسی که روزها یک فیزیکدان مهربان است و شب‌ها تبدیل به مشهور‌ترین یوفولوژیست جهان می‌شود.

او با صراحت می‌گوید:

من پس از 30 سال تحقیق متقاعد شده‌ام که دولت ایالات متحده یک بشقاب پرنده ساقط شده و چند جسد بیگانه‌ها را در نیومکزیکو به دست آورده است. این یکی از بزرگ‌ترین داستان‌های این هزاره است.» 

در سال 1947، جسی مارسل، افسر اطلاعات و امنیت پایگاه هوایی رازول بود. زمانی که خبر سقوط یک بشقاب پرنده همه جا پیچید، ماموریت مارسل بررسی این داستان بود اما سال‌ها بعد و پیش از مرگش تصمیم گرفت حقیقت داستان را به فریدمن بگوید. با این کار، او تخم توطئه رازول را کاشت.

فریدمن می‌گوید:

من با جسی در سال 1978 صحبت کردم. این قبل از این بود که کتابی در این باره نوشته شده باشد. هنوز هیچ سر و صدایی در مورد این اتفاق وجود نداشت. یوفولوژیست‌ها هیچ چیزی درباره رازول نمی‌دانستند. همه چیز آنجا بود ولی کسی از آن خبر نداشت.

جسی مارسل در یکی از مصاحبه‌های ضبط ‌شده‌اش در سال 1980 می‌گوید:

ما یک تکه فلز داشتیم. حداقل ظاهری فلزی داشت. خاصیت ارتجاعی نداشت؛ ولی به نازکی فویل سیگار بود.

3.jpg (620×676)

تصویری از افسر اطلاعاتی ارتش آمریکا جسی مارسل (Jesse Marcel) مسئول رسیدگی به حادثه رازول که تکه هایی از بشقاب پرنده سقوط کرده را در دست دارد

در جایی دیگر می‌گوید:

من خواستم آن را خم کنم ولی نمی‌شد. به من گفتند که نه می‌توان آن را خم کرد و نه روی سطح آن علامتی گذاشت. من هم آن را روی زمین گذاشتم. یک پتک برداشتم و روی آن کوبیدم. پتک از روی آن مثل یک فنر برگشت.آن یک بالون هواشناسی نبود. هواپیما یا وسیله نقلیه هوایی شناخته شده‌ای هم نبود. چه چیزی می‌توانست باشد؟ نمی‌دانم!

این غیر قابل باور است که فردی با قابلیتها و تجربه بسیار بالا همچون جسی مارسل بعنوان افسر اطلاعاتی تنها گروه بمب افکن اتمی جهان در آن زمان لاشه یک بشقاب پرنده را از یک بالون هواشناسی یا یک هواپیما نتواند تشخیص دهد . آنهم با اوصافی که در مورد جنس این سفینه در بالا ذکر شد . مسلما چنین موادی را نمیتوان در کره زمین یافت یا بطور مصنوعی ساخت . وی در جای دیگری از مصاحبه عنوان داشت :

آنها از خارج از کره زمین آمده بودند .

4.jpg (620×720)

فریدمن می‌گوید:

در موقعیت و شرایط او، هیچ دلیلی وجود نداشت که بخواهد دروغ بگوید. مخصوصا اینکه او افسر اطلاعات و امنیت یکی از پیشرفته‌ترین پایگاه‌های نظامی جهان در آن زمان نیز بود. اصلا با عقل جور در نمی‌آید که چنین انسانی بخواهد این چنین داستانی سر هم کند.

فریدمن نمی‌توانست این داستان را رها کند. پس شروع به تحقیق و مصاحبه با کسانی کرد که در مورد این ماجرا حرفی برای گفتن داشتند. بسیاری از کسانی که او با آنها مصاحبه کرد امروز از دنیا رفته‌اند؛ ولی خوشبختانه فیلم ضبط شده صحبت‌های آنان هنوز موجود است.

در یکی از همین مصاحبه ها، بیل برازل، پسر گله‌داری که یوفوی سقوط کرده را پیدا کرد، می‌گوید:

من نمی‌دانم آن، چه چیزی بود؛ چیزی شبیه چوب بالسا (چوب سبک و محکم ماکت سازی) بود؛ اما آتش نمی‌گرفت و من هم نمی‌توانستم با چاقو روی آن هیچ خطی بیندازم.

رابرت اسمیت، یک خلبان بازنشسته نیروی هوایی نیز می‌گوید:

یک تکه از آن ورق به طول حدود 10 سانتی‌متر را در دست گرفتم. آن را در مشتم مچاله کردم. دستم را که باز کردم، بلافاصله دوباره صاف شد. هیچ تغییری در ظاهرش نمی‌شد داد.

کم کم داستان رازول داشت جالب می‌شد. مسلما اتفاق عجیبی در آنجا افتاده بود؛ ولی چه اتفاقی؟ و چرا رازول؟ به نظر می‌رسید بیگانه‌ها نمی‌توانند در مقابل ترکیب سلاح‌های اتمی، موشک‌های بزرگ و رادار مقاومت کنند.

ما می‌دانیم که اتفاق عجیبی در رازول رخ داده بود. همین‌طور هم می‌دانیم که اگر استنتون فریدمن با جسی مارسل صحبت نکرده بود، هیچ کدام از ما این داستان را نمی‌شنیدیم. مارسل به فریدمن توضیح داد که یک بشقاب پرنده در رازول سقوط کرده. فریدمن هم شروع کرد به بسط یک تئوری جدید.

او می‌گوید:

در پایان جنگ جهانی دوم، سه نشانه برای بیگانه‌های هوشمند کافی بود تا متوجه شوند انسان‌های بدوی زمینی که تا آن روز بدترین خراب کاری‌هایشان، جنگ‌های قبیله‌ای بود، حالا دیگر می‌توانند برای آنها هم خطرناک باشند. این نشانه ها، بمب اتم، موشک‌های V2 و رادارهای قدرتمند بودند. جالب نیست که تنها مکان روی این سیاره که در جولای 1947 این سه تکنولوژی را یک جا داشت، جنوب شرقی نیو مکزیکو بود؟

فریدمن توانسته بود حدس بزند که بیگانه‌ها احتمالا به چه چیزی فکر می‌کنند. اما اگر بشقاب پرنده‌ای در رازول بود، آنجا فرود نیامده بود؛ بلکه سقوط کرده بود. شاید اصلا داستان از قرار دیگری بوده و مقصد آن بشقاب پرنده جای دیگری در کهکشان مثلا سیاره زهره بود. ما هم ممکن است هیچ وقت این را نفهمیم.


ادامه دارد...





طبقه بندی: موجودات فضایی، 
برچسب ها: حادثه روزول، مجستیک 12، منطقه 51، ufo، بشقاب پرنده، موجودات فضایی، جسی مارسل،  

تاریخ : پنجشنبه 31 فروردین 1396 | 09:47 ب.ظ | نویسنده : jasmine . | نظرات
از دیگر مطالب ترسناک نیز دیدن فرمایید